سوندار پیچای هنگامی که در ۲۳ سالگی قدم به خاک آمریکا گذاشت، به تمام آرزوهای دانشجویان نخبهی هند فکر میکرد: او سرانجام به سرزمین سیلیکونولی، دنیای آرمانی مهندسان، مدیران و کارآفرینان موفق تکنولوژی رسیده بود؛ اما اختلاف جامعهی جدید و قدیم او خیلی زود رنگ دیگری به خود گرفت.
این مطلب بهمناسبت زادروز سوندار پیچای در ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ بهروز شد.
مسئله صرفاً این نبود که کشوری که سرزمین مهاجران لقب داشت، حتی از تصاویر مجلات و رؤیاپردازی دوستانش نیز پیشرفتهتر بود؛ بلکه نخستین چیزی که او را بهتزده کرد، هزینهی بسیار بالای زندگی و قیمتهایی بود که بههیچوجه با سرزمین مادری او قابل قیاس نبود.
خلاصه پادکستی مقاله
ساختهشده با هوش مصنوعی
در آن زمان پیچای هرگز فکر نمیکرد ۲۴ سال بعد رکورد بالاترین دستمزد میان مدیرعاملان شرکتهای آمریکایی را به نام خود ثبت کند. او حتی حدس هم نمیزد که روزی به الگوی جوانان هند تبدیل خواهد شد. با ما همراه باشید تا مروری کنیم بر زندگی پر فرازونشیب سوندار پیچای، دیرپاترین مدیر شرکتهای گوگل و آلفابت.
نقطه شروع
سوندار پیچای (Sundar Pichai) ۱۰ ژوئن ۱۹۷۲ در شهر مودارای ایالت تامیلنادو هند و در خانوادهای تحصیلکرده و روشنفکر متولد شد که به لحاظ مالی در طبقهی متوسط جامعه قرار داشتند. در آن دوران، «طبقهی متوسط» در هند به معنای زندگی در یک آپارتمان دوخوابهی کوچک بود، بدون سادهترین امکاناتی مانند تلویزیون و حتی یک یخچال ساده که امروزه بدیهی تلقی میشوند.
لاکشمی مادر سوندار پیش از اینکه شغلش را بهخاطر فرزندانش کنار بگذارد، استنوگرافر یا تندنویس بود. پدرش رگوناتا مهندس الکترونیک بود و برای شرکت انگلیسی تولیدکنندهی قطعات اکتریکی به نام جنرالالکتریک کمپانی (GEC) کار میکرد. داستانهای پدر از کارخانه و اتفاقاتی که در آنجا رخ میداد، ابزارهایی که تولید میشد و موانعی که در دنیای صنعتی وجود داشت، بهآرامی ذهنیت سوندار را از دنیای آینده شکل میداد.
اولین برخورد سوندار پیچای با لوازم الکترونیک زمانی بود که خانواده او تلفن خریدند
با وجود تمام محدودیتها، والدین سوندار تأکید زیادی به تحصیلات دو فرزند خود داشتند و آنها را تشویق میکردند علایق و استعدادهای خود را با جدیت دنبال کنند.
اولین رویارویی مستقیم سوندار با وسایل الکتریکی زمانی رخ داد که خانواده موفق شد پس از مدتها یک دستگاه تلفن بخرد. این جریان برای سوندار ۱۲ ساله بیشازحد هیجانانگیز بود و ساعتها به بررسی عملکرد تلفن مشغول میشد. والدینش در حین تماشای اشتیاق او متوجه نکتهی جالب دیگری شدند: اینکه سوندار چقدر سریع تمام شمارهتلفنها را فقط بعد از یکبار شنیدن، حفظ میکرد. قدرت حافظهی پیچای سالها بعد نیز همکاران او را به تحسین وامیداشت.
سوندار پیچای تا دوران نوجوانی هیچ تجربهای از تردد با اتومبیلهای شخصی نداشت
رفتوآمد مردم طبقهی متوسط هند به وسایل نقلیهی عمومی محدود میشد و خانوادهی پیچای نیز از این امر مستثنا نبودند. سوندار تا دوران نوجوانی تجربهای از سواری با خودروهای شخصی نداشت و از این موضوع ناراحت هم نبود، چراکه درس و ورزش و ماجراجوییهای کودکی برای او مشغولیتهای جذابتری بودند.
سوندار دورهی دبیرستان را در مدرسهی جواهر ویدیالا در شهر چنای سپری کرد. بعدها معلمان او از ماهیت کنجکاو و تمایلش به کنکاش عمیق موضوعاتی که به هر نحو علاقهی او را برمیانگیخت، یاد میکردند.
یکی از معلمان دبیرستان، پتانسیل سوندار را تشخیص داد و سعی کرد به او تفکر انتقادی، رویکردی روشمند به حل مسائل و تلاش برای تعالی را آموزش دهد. سوندار با حمایت این مدرس اهمیت پشتکار و انعطافپذیری در زندگی را یاد گرفت و شخصیت و اخلاق حرفهای او از همینجا پایهریزی شد.
انگیزهی پیچای برای موفقیت در دانشگاه، او را به مؤسسهی فناوری هند (IIT) خاراگپور هدایت کرد؛ جایی که او مدرک مهندسی متالورژی خود را گرفت و بهعنوان برترین دانشجوی سال انتخاب شد. سوابق درخشان تحصیلی و رویکرد متمایز او در حل مسئله، بورسیهی دانشگاه استنفورد را برای او به ارمغان آورد.
پیچای بعدها در مصاحبه با بلومبرگ درمورد دوران کودکی و نوجوانی خود گفت:
من در خانوادهی متوسطی بزرگ شدم و زندگی را از طریق ورود تدریجی ابزارها به خانه درک کردم. به یاد دارم که وقتی تلویزیون خریدیم و میتوانستیم مسابقات ورزشی را تماشا کنیم، چقدر خوشحال شده بودیم. در آن دوران من با یک دوچرخهی سادهی بدون ترمز به مدرسه میرفتم و تمام مسیر سربالایی بود. بعدها یک دوچرخهی ترمزدار گرفتم و بهقدری هیجانزده بودم که قابلتوصیف نیست. تفاوت این دو چشمگیر بود، برای همین هرگز تکنولوژی را جزئی بدیهی از زندگی تمام مردم نمیدانستم، بلکه به این فکر میکردم که فناوری چگونه میتواند زندگی انسان را بهتر کند.
خانوادههای بسیاری مثل ما، شکاف دیجیتالی و نابرابری دسترسی به فناوری را در جوامع درحالتوسعه تجربه کردهاند. این جریان مرا به توسعهی راهکارهای جهانشمول اتصالات و ارتباطات اینترنتی متعهدتر میکند.
پیچای در دوران نوجوانی عاشق فوتبال، کریکت (محبوبترین ورزش کشور هند) و همچنین شطرنج بود و اولین برنامهی کامپیوتری خود را برای بازی شطرنج نوشت.
مهاجرت به آمریکا
پیچای بورسیهی تحصیلی دانشگاه استنفورد را دریافت کرد، اما تلاش او برای یافتن وامی که به کمک آن خود را به آمریکا برساند، بینتیجه ماند. خانوادهی او مجبور شدند تمام پساندازشان را برای خرید بلیت این سفر به او بدهند؛ مبلغی که از درآمد یک سال پدر سوندار بیشتر بود.
بدینترتیب، سوندار پیچای در سال ۱۹۹۵ در سن ۲۳ سالگی وارد آمریکا شد و در رشتهی علوم و مهندسی مواد، تحصیلات کارشناسیارشد خود را آغاز کرد. او در دورهی دانشجویی روی اجزای سازندهی کامپیوترها مانند چگالی، مکانیک مولکولی، نیمههادیها و مهمتر از همه، موادی که ممکن بود نیمههادیهای خوبی بسازند، متمرکز شد.
پیچای قصد داشت مدرک دکتری خود را از دانشگاه استنفورد بگیرد، اما بعد منصرف شد و پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد به سیلیکونولی رفت تا شانس خود را برای فعالیت حرفهای در یک شرکت پرآوازه امتحان کند.
او بعدها گفت: «فکر کنم با کنارگذاشتن مقطع دکتری پدرم را حسابی ناامید کردم. ولی مسائل زیادی وجود داشت. اول اینکه من برای سیلیکون به سیلیکونولی رفتم! اینجا جایی بود که نیمههادیها تولید میشدند و میخواستم آموختههایم را در عمل دنبال کنم. البته وضعیت مالیام هم در این تصمیم بیتأثیر نبود. باید کار مناسبی پیدا میکردم.»
پیچای در تمام دوران تحصیل کار میکرد و مبلغی از درآمدش را برای خانوادهاش در هندوستان میفرستاد.
شروع فعالیتهای مهندسی
سوندار پیچای درمورد ورود به سیلیکونولی میگوید:
من همیشه عاشق رشد تکنولوژی بودم، از کودکی تا دوران دانشجویی. تمام نشریاتی را که در مورد اتفاقات روز دنیای فناوری مینوشتند، مطالعه میکردم. برایم مهم بود که چه اتفاقی در سیلیکونولی میافتد و میخواستم خودم هم بخشی از این اتفاقات باشم.
پیچای بعد از ورود به سرزمین آرزوهای خود ابتدا بهعنوان مهندس مواد و مدیر مشاور در شرکت مککینزی استخدام شد و پس از آن مدتی در شرکت نیمههادی Applied Materials کار کرد.
پس از آن، پیچای متوجه شد که برای موفقیت در سیلیکونولی علاوهبر دانش مهندسی باید مدیریت کسبوکار را نیز یاد بگیرد؛ به همین دلیل سال ۲۰۰۲ بار دیگر به دانشگاه برگشت و در مقطع کارشناسیارشد MBA دانشکدهی وارتون دانشگاه پنسیلوانیا مشغول به تحصیل شد. او در وارتون عنوان محقق برتر سیبل اسکالر و پژوهشگر برتر پالمر را دریافت کرد.
استخدام در گوگل
آوریل سال ۲۰۰۴ پیچای در مصاحبهی استخدامی گوگل شرکت کرد. این روز دقیقاً مصادف بود با روزی که سرویس جیمیل به جهان معرفی شد. سوندار هم مانند اغلب مردم فکر میکرد ایدهی یک سرویس ایمیل رایگان، دروغ آوریل شرکت گوگل است.
پیچای مصاحبه را با موفقیت پشت سر گذاشت و بهعنوان مدیر محصول بخش «نوار جستوجوی گوگل» کارش را در این شرکت آغاز کرد. هدف پروژه این بود که کاربران راحتتر به موتور جستوجوی گوگل دسترسی داشته باشند، بدون اینکه هربار مجبور شوند صفحهی وب را باز کنند. موفقیت پیچای در ارائهی نتایج نهایی زمینهی دو پروژهی متوالی بعدی او را فراهم کرد: گوگل گیرز و گوگل پک.