ارسال رایگان برای سفارش‌های بالای ۲ میلیون تومان
ORANIXفروشگاه هوشمند شما
ورود / ثبت‌نامحساب کاربری
ذخیره برای بعدعلاقه‌مندی‌ها
استیو جابز، بنیان‌گذار اپل، رهبری ذاتی و بیزار از سنت‌ها بود. چشم‌انداز او برای اپل و دنیای تکنولوژی، این برند را به بالاترین نقاط رساند.

استیو جابز به معادله‌ای لاینحل شباهت داشت: آیا صرفاً مدیری رؤیاپرداز بود؟ شاید. رهبری سازش‌ناپذیر و قاطع؟ قطعاً. نابغه؟ بدون شک. تکنولوژیست، هنرمند و بیزنس‌منی که خودش چیزی را ابداع نکرد، اما دنیا را مسحور محصولات اپل نگه داشت.

«در ۳۳ سال اخیر، هر روز صبح به آینه خیره شدم و از خودم پرسیدم که اگر امروز آخرین روز زندگی‌ام باشد، همان کاری را که تا الان می‌خواستم انجام دهم، ادامه خواهم داد یا نه؟ هر زمان که پاسخ این سؤال در چند روز متوالی منفی می‌شد، می‌دانستم که باید چیزی را تغییر دهم.»

این مطلب به‌مناسبت تولد استیو جابز در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴ به‌روز شد.

این جمله چکیده‌ی جهان‌بینی استیو جابز است. جابز که یکی از پایه‌گذاران ارزشمندترین برند دنیا محسوب می‌شود، شخصیتی کاریزماتیک، سخت‌گیر و هدفمند داشت و اصلِ پویایی را به استراتژی اپل تزریق کرد. تغییرات اپل در دوران رهبری جابز به حدی زیاد بود که این شرکت همین‌حالا هم میلیاردها دلار از درآمد سالانه‌اش را مدیون ایده‌های جابز است.

در دنیای کسب‌وکار قاعده‌ای نانوشته می‌گوید: «پلی را که فرو ریخت؛ نباید دوباره ساخت»، اما استیو جابز استاد درهم‌شکستن سنت‌ها بود و این قانون را هم باطل کرد. او که در سال ۱۹۸۵ در اوج ناباوری مجبور به ترک اپل شده بود، در سال ۱۹۹۶ با قدرتی مضاعف و در قامت یک ناجی بازگشت تا ثابت کند برای عملی‌کردن چشم‌اندازهای ذهنی‌اش، هیچ سدی نمی‌تواند جلودارش باشد.

جابز در زمانی کوتاه به شاخص‌ترین چهره‌ی اپل تبدیل شد، سخنرانی‌های انگیزه‌بخش برگزار می‌کرد و نامش به‌عنوان یک رهبر ذاتی، در بین عموم جا افتاد. همه‌چیز برای اپل و استیو جابز خوب پیش می‌رفت، تا این‌که سرطان از راه رسید.

داستان‌ها معمولاً زمانی به اوج جذابیت می‌رسند که به موفقیتی خیره‌کننده ختم شوند. استیو جابز با هر متر و معیاری، نماد بارز موفقیت است و داستان فراز و نشیب‌های زندگی او، نه‌فقط برای شیفتگان دنیای فناوری، برای هر کسی که به حوزه‌ی فناوری و کسب‌و‌کار علاقه دارد عمیقاً الهام‌بخش خواهد بود.

از تولد تا جوانی

استیون پل جابز (Steven Paul Jobs)، در ۲۴ فوریه‌ی ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکوی کالیفرنیا به دنیا آمد. مادر و پدرش، جوآن شیبل (بعدها با نام جوآن سیمپسون) و عبدالفتاح جان جندالی هر دو فارغ‌التحصیل دانشگاه ویسکانسین بودند و پسر خود را هنگامی‌که هنوز نامی نداشت، برای فرزندخواندگی به زوجی از طبقه‌ی متوسط به نام‌های پل و کلارا جابز بخشیدند.

پدر بیولوژیکی استیو جابز، متولد حمص سوریه بود

جندالی، پدر جابز، استاد علوم سیاسی سوریه بود و مادرش، شیبل، به‌عنوان متخصص گفتاردرمانی کار می‌کرد. مدت کوتاهی پس‌ از این که استیو به فرزندخواندگی پذیرفته شد، پدر و مادر واقعی‌اش صاحب فرزند دیگری به نام مونا سیمپسون شدند. استیو جابز تا سن ۲۷ سالگی هیچ اطلاعی از خانواده‌ی واقعی‌اش نداشت.

کلارا جابز حسابدار بود و پل، سرباز قدیمی گارد ساحلی. آن‌ها در منطقه‌ای به نام مانتین ویو که بعدها سیلیکون ولی نام گرفت، زندگی می‌کردند. هنگامی‌که استیو نوجوان بود، با پدرش در گاراژ قدیمی خانه به کار روی وسایل الکتریکی مشغول می‌شد.

پل به پسرش یاد داد چطور قطعات وسایل الکتریکی را از هم جدا و دوباره به هم وصل کند و این سرگرمی و تفریحی بود که کم‌کم اعتمادبه‌نفس، سرسختی و قابلیت فعالیت‌های مکانیکی او را پایه نهاد.

استیو جابز / Steve Jobs بنیان گذار اپل در کنفرانس مطبوعاتی

استیو در جوانی، متفکری باهوش و مبتکر بود؛ بااین‌حال از تحصیلات رسمی مدرسه به‌شدت خسته و سرخورده شد. در دوران ابتدایی، کلاس‌های سنتی حوصله‌ی او را سر می‌بردند. او به‌ندرت با هم سن و سال‌های خود رفیق می‌شد و چندین بار مجبور شدند به خاطر رفتارهای زننده و شوخی‌های زشتش تحصیلات او را به حالت تعلیق درآورند؛ به‌طوری‌که معلم کلاس چهارم مجبور شد برای درس خواندن با رشوه او را تطمیع کند.

روش معلم جابز جواب داد و استیو به‌قدری در درس‌هایش پیشرفت کرد که مسئولین مدرسه از او خواستند دو کلاس را جهشی بخواند و مستقیماً وارد دبیرستان شود؛ اما والدینش با این پیشنهاد موافقت نکردند. او کلاس پنجم را جهشی خواند و در کلاس ششم با تهدید والدین فقیرش به ترک تحصیل، آن‌ها را وادار کرد همه‌ی پس‌انداز خود را صرف خرید یک‌ خانه جدید کنند تا او بتواند به مدرسه‌ی جدیدی برود.

استیو جابز در جوانی، فردی باهوش و مبتکر بود؛‌ اما هیچ علاقه‌ای به درس‌خواندن نداشت

بعد از اتمام دبیرستان، استیو جابز وارد کالج رید در پورتلند اورگن شد. او که هنوز بی‌هدف و سرگردان بود، بعد از شش ماه کالج را ترک کرد و ۱۸ ماه بعد را در کلاس‌های خلاقیت دانشگاه گذراند. استیو بعدها گفت که در این مدت عاشق دوره‌های آموزشی خوش‌نویسی بوده است و سیستم‌عامل مکینتاس طرح‌های مختلف حروف و فونت‌های فاصله‌دار خوبش را مدیون این دوره‌ها است.

در سال ۱۹۷۴ استیو به‌عنوان طراح بازی‌های ویدیویی با شرکت آتاری همکاری می‌کرد. او چندین ماه بعد این شرکت را نیز ترک کرد تا علاقه‌مندی خود به روشنگری روحی را در هند دنبال کند. سفری که باعث شد او مصرف قرص‌های روان‌گردان را هم تجربه کند.

در سال ۱۹۷۵ جابز و استیو وازنیک همدیگر را در کلوپ کامپیوتری هوم برو ملاقات کردند و همین آشنایی پیش‌زمینه‌ای شد تا یک سال بعد، آن‌ها به همراه رونالد وین کامپیوتر اپل را در گاراژ خانه‌ی جابز در کریست درایو بسازند. برای تأمین بودجه‌ی اولیه کار، جابز فولکس‌واگن خود و وازنیک ماشین‌حساب پیشرفته موردعلاقه‌ی خود را فروخت.

اپل ۱

جابز و وازنیک با عامه‌پسند‌کردن تکنولوژی و ساخت سیستم‌های کوچک‌تر، ارزان‌تر و قابل‌دسترس، انقلابی در صنعت کامپیوتر ایجاد کردند. وازنیک طراحی یک سری از کامپیوترهای شخصی جدید به نام اپل ۱ (Apple I) را به عهده گرفت و جابز مسئولیت بازاریابی و فروش آن‌ها را به عهده داشت. این کامپیوترها هرکدام به قیمت ۶۶۶ دلار و ۶۶ سنت به فروش رفتند.

استیو جابز در مراسم رونمایی اولین کامپیوتر اپل

استیو جابز در مراسم رونمایی اپل ۱

اپل ۱، ۷۷۴ هزار دلار برای شرکت جابز و وازنیک کسب درآمد کرد. پس‌ازآن، رهبران اپل چند ماه را در گاراژ جابز صرف مونتاژ بردهای اپل ۱ کردند و آن‌ها را به فروشندگان مستقل کامپیوتری فروختند.

اپل ۲

در همان زمان وازنیک کار روی کامپیوتر بهتری را آغاز کرده بود. سیستم جدید بسیار پیشرفته‌تر و پشتیبانی گرافیک رنگی آن قابل‌ توجه بود. جابز و وازنیک می‌دانستند که اپل ۲ می‌تواند موفقیت فوق‌العاده‌ای برای آن‌ها باشد؛ به همین دلیل جابز به دنبال جذب سرمایه‌گذار بود.

جابز در ژانویه‌ی ۱۹۷۷ توانست انجل مایک مارکولا، مدیرعامل سابق اینتل را متقاعد کند که مبلغ ۲۵۰ هزار دلار روی اپل سرمایه‌گذاری کند. مارکولا به انقلابِ در حال وقوع سیستم‌های کامپیوتری ایمان داشت و به بنیان‌گذاران جوان وعده داد که در عرض کمتر از دو سال آن‌ها شرکتشان را در فهرست فورچون ۵۰۰ خواهند دید.

جابز و وازنیک می‌دانستند که اپل ۲ آینده‌ درخشانی دارد

شاید مارکولا در مورد نرخ رشد اپل بیش‌ازحد خوش‌بین بود؛ ولی در مورد اینکه اپل به‌سرعت به یکی از داستان‌های موفقیت آمریکایی تبدیل می‌شود، حق داشت. Apple II بسته‌بندی زیبایی داشت، استفاده از آن آسان بود و ویژگی‌های متفکرانه‌ی زیادی در خود داشت و به‌همین‌دلیل موفق شد بازار رقابتی کامپیوتر را فتح و بنیان‌گذارانش را میلیونر کند.

هنگامی‌که نرم‌افزار VisiCalc برای اپل ۲ معرفی شد، صدها هزار نفر از مردم آمریکا، از حسابداران گرفته تا صاحبان کسب‌وکار، اپل ۲ را خریداری کردند تا محاسبات و برآوردهای خود را در خانه انجام دهند. این موج فروش تا آن زمان بزرگ‌ترین جهش مالی به‌حساب می‌آمد.

پس از موفقیت‌های به دست آمده، در سال ۱۹۸۰ مخترعان تصمیم گرفتند سهام شرکت خود را در بازار بورس به فروش برسانند و شرکت را تبدیل به سهامی عام کنند. چهار سال بعد، ارزش خالص ثروت جابز به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار رسید و این در حالی بود که او فقط ۲۵ سال سن داشت.

موفقیت اپل توجه IBM (غول صنعت کامپیوتر) را که آن زمان هنوز تنها فروشنده‌ی اصلی CPU به شرکت‌های بزرگ بود، به خود جلب کرد. آن‌ها یک سال پس‌ازاینکه اپل ۳ به علت قیمت بالا و برخی مشکلات سخت‌افزاری در بازار شکست‌ خورده بود، در آگوست ۱۹۸۱ کامپیوترهای شخصی IBM را وارد بازار کردند.

IBM تبدیل به بزرگ‌ترین تهدید برای اپل شد و این شرکت شهرت خود را در معرض سقوط می‌دید. جابز و وازنیک همه‌ی امیدشان به پروژه کامپیوتری تجاری به نام اپل لیزا بود.

لیزا و زیراکس پارک: الهام، وام‌گیری و اولین شکست بزرگ

استیو جابز در شروع اعتقاد زیادی به پروژه‌ی لیزا (Lisa) داشت و دانشمندان آزمایشگاه تحقیقاتی کامپیوتر زیراکس (Xerox PARC) بر او تأثیر زیادی گذاشته بودند.

متخصصان آزمایشگاه Xerox PARC از تکنولوژی‌های جدیدی مثل رابط کاربری گرافیکی (GUI) و ماوس، اترنت، چاپ لیزری و برنامه‌نویسی شیء گرا برای آماده‌سازی این صنعت استفاده می‌کردند. جابز غرق جذابیت GUI شد چون استفاده از آن نسبت به خط فرمان‌ متنی ساده‌تر بود.

استیو جابز در کنار اپل لیزا

استیو جابز در کنار اپل لیزا

لیزا با وجود اضافه شدن رابط کاربری گرافیکی و ماوس، به لحاظ اقتصادی شکست خورد. برخی از کارشناسان، علت شکست را قیمت بالا و سرعت پایین‌تر از انتظار آن ذکر می‌کنند و برخی هم بی‌تجربگی نسبی جابز در حوزه‌ی مدیریت و بازاریابی را مسبب این فاجعه می‌دانند.

جابز در جستجوی مدیری مستعد بود که بتواند آن‌ها را در توسعه و گسترش شرکت یاری دهد و در سال ۱۹۸۳ با جان اسکالی یکی از مدیران شرکت پپسی کولا به توافق رسید که مدیریت اپل را به عهده بگیرد.

مکینتاش و ترک اپل

شکست پروژه‌ی لیزا به جابز صدمه زیادی زد و او تصمیم گرفت روی پروژه‌ای کوچک به نام Macintosh کار کند. مکینتاش قرار بود کامپیوتر شخصی ارزانی باشد که استفاده از آن به‌راحتی کار با یک توستر است.

در همین دوران بود که اصطلاح معروف «میدان تحریف واقعیت» برای توصیف کاریزمای عجیب جابز بر سر زبان‌ها افتاد. او با استفاده از جذابیت فردی، سرسختی و اغراق، هاله‌ای پیرامون خود ایجاد می‌کرد و می‌توانست مهندسان اپل را متقاعد کند که انجام کارهای غیرممکن و رسیدن به ددلاین‌های دست‌نیافتنی، کاملاً ممکن است.

مکینتاش قرار بود کامپیوتر شخصی ارزانی باشد که استفاده از آن به‌راحتیِ کار با توستر است

جابز سرپرست پروژه‌ی مکینتاش شد و تصمیم گرفت نسخه‌ای کوچک‌تر و ارزان‌تر از لیزا را با یک رابط کاربری گرافیکی از پوشه‌ها، آیکون‌ها و منوهای کشویی و یک ماوس کامل کند. تحقق پروژه‌ی مکینتاش سه سال طول کشید. جابز گروه کوچکی از مهندسان جوان درخشان را که به نگرش او کاملاً ایمان داشتند، به یاری گرفت و البته پشتیبانی جان اسکالی را نیز با خود داشت.

در ژانویه‌ی ۱۹۸۴ جابز در جلسه‌ی سالانه سهام‌داران شرکت، مکینتاش را معرفی کرد. پروژه در هیاهوی زیادی راه‌اندازی شد و در چند ماه اول به نسبت موفق بود. بااین‌حال در اوایل سال ۱۹۸۵، فروش آن رو به کاهش گذاشته بود؛ اگرچه جابز حاضر به تصدیق این قضیه نبود و همچنان ادعا می‌کرد مکینتاش، اپل را نجات داده است.

واکنش‌ استیو جابز به موفقیت مکینتاش تنش زیادی در شرکت ایجاد کرده بود، مخصوصاً بین جابز و اسکالی. در ماه می همان سال استیو جابز تلاش کرد رؤیا و مدیران ارشد شرکت را متقاعد کند اسکالی را برکنار کنند، ولی آن‌ها به ابقای اسکالی رأی دادند و اعلام شد بعد از این جابز هیچ نقش و وظیفه عملیاتی در شرکت ندارد و فقط به ریاست هیئت‌مدیره ادامه می‌دهد.

استیو جابز با کامپیوتر اپل وان

استیو جابز با مکینتاش

جابز چهار ماه بعد را به مسافرت گذراند و اخبار را پیگیری کرد تا اینکه طرح جدیدی به ذهنش رسید: بنیان‌گذاری یک شرکت کامپیوتری جدید باهدف رسیدن به مدارج بالاتر و به‌کارگیری عده‌ای از مهندسان که سابقاً در شرکت اپل کار می‌کردند.

هنگامی‌که شرکت اپل از برنامه‌ی جابز آگاه شد، تهدید کرد به خاطر استفاده از اطلاعات باارزش آن‌ها در یک شرکت رقیب از او شکایت می‌کند. درنتیجه جابز از ادامه کار منصرف شد و همه‌ی سهام خود از شرکت اپل را فروخت. چندی بعد جابز دوباره طرح خود را از سر گرفت ولی با تلفیق نکست، اپل شکایت مطرح‌شده را چند ماه به تعویق انداخت.

سال‌های بیرون از اپل: نکست و پیکسار

شرکت نکست (NeXT) با سرمایه‌ی هفت میلیون دلاری پایه‌گذاری شد و جابز در سال ۱۹۸۹ سیستم نکست کامپیوتر را ساخت. بعدها NeXTSTEP سیستم‌عامل پیشرفته‌ی این کامپیوترها پایه‌گذار سیستم‌عامل مدرن مک (macOS) شد و در نهایت iOS آیفون‌های امروزی نیز از دل همان توسعه یافت.

نرم‌افزار نکست کامپیوتر، مبنای آیفون‌های امروزی است

نکست کامپیوتر اگرچه نقاط قوت بسیاری داشت (ازجمله اولین مرورگر وب و نرم‌افزارهای کاربردی) ولی هرگز تولیدات خود را در سطح بالا به فروش نرساند و در سطح حوزه‌های آکادمیک باقی ماند.

نسل دوم کامپیوترهای نکست با عنوان نکست کیوب (NeXT Cube)، سیستم ایمیل چندرسانه‌ای (نکست میل) را ارائه کرد که ارسال صدا، تصویر، گرافیک و ویدیو را برای اولین بار امکان‌پذیر کرد. در سال ۱۹۹۳ مجموعه‌ی نرم‌افزاری آن‌ها (نکست استپ) با همه تجهیزاتش به شرکت اینتل واگذار شد.

جابز در این سال‌ها فعالیت دیگری هم داشت: او یک شرکت انیمیشن را از جرج لوکاس خرید که بعدها استودیوی انیمیشن پیکسار (Pixar) نام گرفت. جابز روی پتانسیل استودیوی پیکسار به‌قدری حساب می‌کرد که ۵۰ میلیون دلار روی آن سرمایه‌گذاری کرد.

پیکسار فیلم‌های محبوبی از قبیل داستان اسباب‌بازی، نجات نمو و شگفت‌انگیزان را تولید کرد. در سال ۲۰۰۶ پیکسار با دیزنی ادغام شد و تا جابز تبدیل به بزرگ‌ترین سهامدار شرکت دیزنی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *