«ریاضیات، زیبایی خودش را فقط به دنبالکنندگان صبورتر نشان میدهد». نبوغ استاد دانشگاه استنفورد مریم میرزاخانی، در جهانهای تئوریکی شکوفا شد که حتی برای دیگر متخصصان هم مانند رمزی غیرقابل کشف بود. او در دینامیک و هندسه سطوح پیچیده یک هنرمند و بیشتر از آن یک قهرمان بود: تنها زن و تنها ایرانی که برندهی جایزه برجسته ریاضیات، مدال فیلدز شد.
این مطلب بهمناسبت زادروز مریم میرزاخانی و روز جهانی زن در ریاضیات در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ بازنشر شد.
مریم میرزاخانی در کودکی عادت داشت برای خودش داستانهایی از یک دختر برجسته و بسیار موفق تعریف کند. هر شب هنگام خواب، او قهرمانی میشد که به نقاط مختلف دنیا سفر میکرد و مأموریت شگفتانگیزی انجام میداد. او در ۳۷ سالگی هم همچنان همانقدر بلندپرواز بود، با این تفاوت که شخصیتهای اصلی و مأموریتهای داستانهای ذهنی او تغییر کرده بودند و بر مدار سطوح هذلولی، فضاهای مدولی و سیستمهای دینامیکی سفر میکردند.
میرزاخانی زمانی گفته بود تحقیقات ریاضی بهنوعی شبیه رمان نوشتن هستند: شخصیتها و کاراکترهای مختلفی در داستان شما پرسه میزنند و شما سعی میکنید آنها را بهتر بشناسید. بعد همهچیز تکامل پیدا میکند، شما به یک شخصیت نگاه میکنید و میبینید به فردی کاملاً متفاوت از برداشت اولیه شما تبدیل شده است.
مریم میرزاخانی ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ (۱۲ می ۱۹۷۷) در تهران متولد شد و دوران دبستان خود را درست زمانی به پایان برد که جنگ ایران و عراق روبهاتمام بود. درواقع او از کودکی قصد نداشت ریاضیدان شود، بلکه هر کتابی را که به دستش میرسید با اشتیاق میخواند. کتابهایی که در او ایدهای درونی در خصوص محقق کردن کاری عالی را شعلهور میکردند. او بعدها درمورد ورود به مدرسهی راهنمایی فرزانگان گفته بود: «فکر میکنم ما نسل خوششانسی بودیم. من هنوز نوجوان بودم که فضای آموزشی کمی پایدارتر شد.»
خیلی زود، طی هفتههای اول دوران راهنمایی، مریم میرزاخانی و رؤیا بهشتی (استاد ریاضی دانشگاه واشنگتن) با هم دوست شدند و دوستی آنها تا همیشه ادامه یافت. اوقات نوجوانی آنها علاوه بر مدرسه، به گشتزدن در کتابفروشیها میگذشت و زمانی که کاوشهای دو دوست تکراری شد، تصمیم گرفتند بهصورت اتفاقی کتاب بخرند. مریم بعدها گفته بود: «حالا این ماجرا خیلی عجیب بهنظر میرسد! ولی در آن زمان کتابها بسیار ارزان بودند و ما همه نوع کتابی میخریدیم.» به عقیدهی رؤیا بهشتی، مریم از سال دوم راهنمایی، دیگر دقیقاً یک ستاره بود.
دبیرستان و مدال طلای المپیاد
در دورهی دبیرستان، مریم و رؤیا از مدیر دبیرستان خواستند برای آنها نیز کلاسهای حل مسئله ریاضی مشابه چیزی که در دبیرستان تیزهوشان پسران برگزار میشد، ترتیب بدهد. مریم مدیر دبیرستان را اینطور توصیف کرده بود:
مدیر ما شخصیت قوی و فوقالعادهای داشت. اگر دانشآموزان واقعاً چیزی میخواستند، او زمینهاش را برایشان فراهم میکرد. برای او مهم نبود که پیشازاین هیچ دختری در تیم المپیاد بینالمللی ریاضی ایران حضور نداشته. ذهنیت مثبت و خوشبینانهی او مبنی بر اینکه ما میتوانیم موفق شویم حتی اگر اولین نفرها باشیم، خیلی روی زندگی من تأثیر گذاشت.
بدین ترتیب مریم میرزاخانی دو سال متوالی، کلاس سوم و چهارم دبیرستان، در المپیاد جهانی ریاضیات مدال طلا گرفت. او نخستین دختر و نخستین دانشآموز ایرانی بود که موفق شد نمرهی کامل المپیاد را در دومین سال کسب کند.
والدین مریم نیز در انتخابهای او حامیاش بودند
والدین مریم نیز در انتخابهای او حامیاش بودند. درواقع آنها بیشتر از اینکه چهار فرزند خود را تحتفشار درسی بگذارند، به این موضوع اهمیت میدادند که آنها وارد عرصههایی ارزشمند و رضایتبخش شوند.
یکی از این نقاط عطف حمایت خانواده زمانی مشخص شد که او و رؤیا تصمیم گرفتند برخلاف سنت برندگان المپیاد ایران که همگی در رشتههای مهندسی وارد دانشگاه میشدند، عمل کنند. آنها بیهیچ مخالفتی از سمت اطرافیانشان، سال ۱۳۷۴ رشتهی ریاضی محض دانشگاه شریف را برای شروع تحصیلات عالی انتخاب کردند.
اما زندگی همیشه برپایهی اتفاقات خوب نمیچرخد. اسفند سال ۱۳۷۶ اتوبوسی که حامل دانشجویان ریاضی شرکتکننده در بیستودومین دورهی مسابقات ریاضی دانشجویی اهواز بود، در راه برگشت به تهران به دره سقوط کرد. خوشبختانه مریم از این حادثهی تلخ نجات پیدا کرد، ولی شش تن دیگر از استعدادهای درخشان ریاضی ایران که آرمان بهرامیان و رضا صادقی دیگر مدالآوران المپیاد جهانی ریاضی بین آنها بودند، جان خود را در این سانحه از دست دادند.
هاروارد
پس از دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه هاروارد مقصد بعدی تحصیلات مریم بود. کورتیس مکمالن، برندهی برنده مدال فیلدز سال ۱۹۹۸ و استاد راهنمای مریم در هاروارد در مورد او میگوید:
او تخیل جسورانهای داشت. همیشه در ذهن خود تصویری را از آنچه باید در جریان باشد، فرموله میکرد. سپس به دفتر من میآمد و افکارش را شرح میداد. بعد میپرسید: درست میگویم؟ و من همیشه از اینکه او فکر میکرد پاسخ سؤالهایش را میدانم، به خودم میبالیدم.
میرزاخانی در جلسات پروفسور مکمالن مجذوب سطوح هذلولی شد؛ سطوح دوناتی شکل با دو یا چند سوراخ که هندسهای غیراستاندارد دارند و بهطورکلی به هر نقطه از سطح، فرمی شبیه زین اسب میدهند.
البته دوناتهای هایپربولیک را نمیتوان در فضای معمولی شبیهسازی کرد. این سطوح در فضایی انتزاعی تصویر میشوند و فواصل و زوایای آنها بر اساس مجموعهی خاصی از معادلات اندازهگیری میشود. یکونیم قرن پس از کشف سطوح هذلولی، این سوژههای مرکزی هندسی در بسیاری از شاخههای ریاضی و فیزیک کاربردهای سنگینی دارند.